به گزارش خبرنگار مهر، جمعی از شاعران انقلابی در مازندران شعرهایی در رثای رهبر شهید انقلاب سروده اند که در ادامه بخشی از آن آمده است.
آن که ثبت است در آفاق صدای سخنش
مثل در، خون خداوند چکید از دهنش
چفیه، عمامه و انگشتر و لبخندش بود،
دل نگهدارترین سرو چمان در چمنش
در وطن، جای وطن، پای وطن ثابت کرد،
حد و اندازه ی ایمان به حب الوطنش
زور غم نیز به ذریه ی زهرا نرسید،
غبطه می خورد چنین صبر به لب دوختنش
کربلایی تر از او نیست همانی که نرفت؛
به تپش های لبش؛ قلب اویس قرنش
هست با نیست خود برده به قربانگاهش؛
باخودش هرچه که دارد، خودو فرزندو زنش
آن قدر ریخت عرق تا که گرفتند از او
شیره ی شرح گلاب از اثر بوی تنش
آن قدر پای حسین بن علی ماند آخر
تکه تکه شده اجزای تمام بدنش
آن که لب تشنه به یاران شهیدش پیوست
مثل مولای خودش هیچ نماند از بدنش.
میثم رنجبر
بهانه دست قضا و قدر نخواهم داد
قسم! که خون پدر را هدر نخواهم داد
وصیّت پدرم بوده در برابر ظلم
اگر که سر بدهم ؛ چشم تر نخواهم داد
شکوه سرو بلندم که در بهار و خزان
خیال خام شما را ثمر نخواهم داد
درخت کهنهی تاریخ بیهقی هستم
که تن به ظلم هزاران تبر نخواهم داد
طنین زمزمههای من است و نالهی کوه!
که شرححال تو را مختصر نخواهم داد
مهیب زلزلههای بمم که در دل شب
زمان آمدنم را خبر نخواهم داد
فرشته عابدی
صدای فُزتُ از محراب در عالم طنین انداخت
صدایش لرزهای بر آسمانها و زمین انداخت
گدایان را خبر کن، دیگر انگشتر نمیخواهند؟!
رکابِجسم را با سرخیخونش نگین انداخت
غمش در سینهی تنگم نمیگنجد، خدا رحمی!
گمانم آفتابی روی قلبم ذرهبین انداخت
نمیدانم کدامین روضه با این حال نزدیکاست
غمغربت دلم را باز یاد یاء و سین انداخت
اگر خط خورده با داغش، حریم قلب این امت
خدا خطی برای انتقامش بر جبین انداخت
بچرخان ذوالفقارت را و دشمن را دونیمشکن
به این لبیک یامهدی، که در عالم طنین
انداخت.
سیده نرگس هاشم ورزی


نظر شما