به گزارش خبرنگار مهر؛ برای بیش از یک دهه، دولتهای پادشاهی خلیج فارس تلاش کردهاند خود را از اقتصاد متکی بر نفت و گاز به اقتصادهای دانشبنیان و فناورانه تبدیل کنند. امارات متحده عربی، بحرین و قطر با استفاده از صندوقهای ثروت حاکمیتی عظیم و ارائه شرایط سرمایهگذاری جذاب، شرکتهای بزرگ فناوری ایالات متحده و سرمایه والاستریت را برای مشارکت در پروژههای کلان فناوری به منطقه جذب کردهاند. برجهای اداری لوکس، زیرساختهای مدرن و سیاستهای مالیاتی و سرمایهگذاری تسهیلگر، در سالهای اخیر خلیج فارس را به یکی از مقاصد اصلی سرمایه فناوری تبدیل کرده است.
در این میان، شرکتهای سیلیکونولی نقشی تعیینکننده در این روند ایفا کردهاند. شرکتهایی مانند انویدیا، مایکروسافت و اوراکل میلیاردها دلار در ایجاد مراکز داده و زیرساختهای پردازشی در کشورهای منطقه سرمایهگذاری کردهاند. این مراکز داده قرار است موتور محرک نسل جدید خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی باشند؛ خدماتی که به توان پردازشی عظیم، دسترسی به برق ارزان و زمین گسترده نیاز دارند. از همین روی بسیاری از تحلیلگران، خلیج فارس را یکی از کانونهای نوظهور زیرساخت جهانی هوش مصنوعی میدانند.
اما تشدید ناگهانی تنشهای نظامی در منطقه غرب آسیا، این چشمانداز خوشبینانه را به صورت جدی زیر سؤال برده است. درگیریهای اخیر نه تنها توازن امنیتی منطقه را دگرگون کرده، بلکه آینده سرمایهگذاریهای چند تریلیون دلاری در حوزه فناوری و هوش مصنوعی را نیز در معرض ابهام قرار داده است.
تهدیدات موجود برای سرمایهگذاریهای چند تریلیون دلاری
در سالهای اخیر، با افزایش رقابت جهانی در حوزه هوش مصنوعی، سرمایهگذاری در زیرساختهای پردازشی و مراکز داده به شدت افزایش یافته است. کشورهای خلیج فارس با تکیه بر مزیتهای جغرافیایی و انرژی ارزان تلاش کردهاند خود را به یکی از قطبهای این زیرساخت تبدیل کنند.
یکی از نمادهای این روند، پروژه «استارگیت امارات» است؛ مرکز داده عظیمی که توسط شرکتهای اوپنایآی و اوراکل اداره میشود و از پردازندههای پیشرفته انویدیا بهره میبرد. این پروژه که در ابوظبی آغاز شده، به عنوان بزرگترین مرکز داده جهان در خارج از ایالات متحده معرفی شده است.
در سطحی گستردهتر، وزارت امور خارجه ایالات متحده در دسامبر گذشته ابتکاری با عنوان «پکس سیلیکا» را معرفی کرد؛ بیانیهای که توسط یازده کشور از جمله امارات، قطر و رژیم اشغالگر قدس امضا و هدف آن هماهنگی در توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی اعلام شد. به اعتقاد کارشناسان، این ابتکار نشان میدهد که زیرساختهای دیجیتال و پردازشی اکنون به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی جهانی تبدیل شدهاند.
از نظر جغرافیایی نیز خلیج فارس موقعیتی کمنظیر دارد. این منطقه در نقطه اتصال آسیا، آفریقا و خاورمیانه قرار گرفته و فاصلهای میانی با اروپا دارد. وجود زمینهای گسترده، برق نسبتاً ارزان و سیاستهای توسعهمحور دولتها باعث شده است که دهها مرکز داده در این منطقه ایجاد شود. بر اساس دادههای ابزار تحلیلی «DataCenter Map»، عربستان سعودی در حال حاضر میزبان ۶۱ مرکز داده و امارات متحده عربی دارای ۵۷ مرکز داده است.
همین ویژگیها باعث شده است که برخی تحلیلگران از خلیج فارس به عنوان یکی از کانونهای در حال ظهور زیرساخت جهانی هوش مصنوعی یاد کنند. با این حال، تحولات اخیر نشان داده است که این تمرکز زیرساختی میتواند با ریسکهای ژئوپلیتیکی جدی همراه باشد.
زیرساختهای دیجیتال در تیررس جنگ
یکی از مهمترین نگرانیها در شرایط جدید، آسیبپذیری زیرساختهای ارتباطی حیاتی، بهویژه کابلهای فیبر نوری زیردریایی است که از تنگه هرمز و دریای سرخ عبور میکنند. این مسیرها از متراکمترین کریدورهای انتقال داده در جهان به شمار میروند و نقش اساسی در اتصال اینترنت میان اروپا و آسیا دارند.
کارشناسان هشدار میدهند که در صورت گسترش درگیریهای نظامی، این کابلها میتوانند هدف خرابکاری قرار گیرند یا در اثر درگیریهای دریایی آسیب ببینند. بر همین اساس، در سال ۲۰۲۴ نیز چهار کابل اصلی زیردریایی در دریای سرخ در پی افزایش تنشهای منطقهای آسیب دیدند و حدود یک چهارم ترافیک داده میان اروپا و آسیا دچار اختلال شد. اگرچه مسیرهای جایگزین به سرعت فعال شدند، اما ترمیم کامل کابلها ماهها زمان برد. بروز چنین حوادثی نشان میدهد که شبکه جهانی اینترنت، علیرغم پیچیدگی و گستردگی خود، همچنان به نقاط گلوگاهی محدودی وابسته است که میتوانند به سرعت دچار اختلال شوند.
در کنار این تهدیدات دریایی، زیرساختهای زمینی نیز از خطر مصون نیستند و اکوسیستم فناوری و هوش مصنوعی منطقه در خلال چنین رخدادهایی با تهدیدی ترکیبی مواجه هستند. آنها باید از یک سو با حملات سایبری و از سوی دیگر حملات فیزیکی در شرایط جنگی مواجه شوند.
پایان یک توهم امنیتی
تا پیش از تشدید تنشهای اخیر، بسیاری از سرمایهگذاران بینالمللی تصور میکردند که فعالیتهای حوزه فناوری در خلیج فارس از بیثباتیهای سیاسی منطقه غرب آسیا فاصله دارد. طی دو دهه گذشته، دولتهای منطقه با اتخاذ سیاستهای اقتصادی مبتنی بر تنوعبخشی و تبدیل خود به مراکز مالی و فناوری، تلاش کردند تصویری از ثبات نهادی و امنیت اقتصادی ارائه دهند که با تصویر سنتی غرب آسیا به عنوان منطقهای پرتنش متفاوت باشد. شهرهایی مانند دبی، ابوظبی و دوحه به تدریج به قطبهای منطقهای سرمایهگذاری فناوری تبدیل شدند و شرکتهای چندملیتی فناوری، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر و شرکتهای مدیریت دارایی، دفاتر منطقهای خود را در این شهرها مستقر کردند. در نتیجه، برای بسیاری از بازیگران مالی و فناوری غربی این تصور شکل گرفت که اقتصاد دیجیتال خلیج فارس میتواند تا حد زیادی از تنشهای ژئوپلیتیکی پیرامونی مصون بماند. به همین دلیل، این منطقه در ادبیات برخی سرمایهگذاران به عنوان نوعی «حباب امنیتی» در میان بحرانهای خاورمیانه توصیف میشد.
با این حال، برخی تحلیلگران ژئوپلیتیک مدتها پیش نسبت به شکنندگی این تصور هشدار داده بودند. آنان استدلال میکردند که تمرکز فزاینده زیرساختهای حیاتی فناوری، از مراکز داده گرفته تا هابهای ارتباطی و کابلهای زیردریایی، در منطقهای که در مجاورت یکی از حساسترین کانونهای رقابت ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد، به طور بالقوه سطح جدیدی از آسیبپذیری راهبردی ایجاد میکند. به عنوان نمونه، در سال ۲۰۲۳ مت گرتکن، تحلیلگر ارشد ژئوپلیتیک مؤسسه «BCA Research»، در دیدار با سرمایهگذاران غربی در خلیج فارس هشدار داده بود که احتمال تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک ایران وجود دارد و ایالات متحده نیز ممکن است در چنین حملهای مشارکت کند. به گفته او، چنین سناریویی میتوانست به جنگی گسترده در منطقه منجر شود و فعالیتهای اقتصادی و فناوری را با خطر جدی مواجه کند و حتی سبک زندگی اقتصادی و مالی شکل گرفته در مراکز مالی خلیج فارس را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در آن زمان بسیاری از سرمایهگذاران این پیشبینی را بدبینانه یا حتی اغراقآمیز تلقی میکردند. فضای اقتصادی منطقه، که با پروژههای عظیم فناوری، مراکز داده جدید و سرمایهگذاریهای میلیارد دلاری در حوزه هوش مصنوعی همراه بود، این تصور را تقویت میکرد که منطق اقتصاد جهانی مانعی در برابر گسترش درگیریهای بزرگ در این منطقه خواهد بود. اما تحولات اخیر نشان داد که این برداشت تا چه اندازه میتواند شکننده باشد. در شرایطی که زیرساختهای دیجیتال و فناوری به بخشی از معادلات ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند، ریسکهای منطقهای دیگر صرفاً در سطح تحلیلهای نظری باقی نمیمانند، بلکه میتوانند به سرعت به متغیرهایی عملیاتی تبدیل شوند که مستقیماً بر امنیت سرمایهگذاریهای فناوری اثر میگذارند.
بازتعریف امنیت در عصر زیرساختهای هوش مصنوعی
پیامد مستقیم این تحولات آن است که دولتهای خلیج فارس اکنون ناچار هستند درک خود از امنیت زیرساختهای دیجیتال را به صورت بنیادین مورد بازنگری قرار دهند. تا پیش از این، در اغلب طرحهای امنیتی منطقه فرض غالب آن بود که تهدید اصلی متوجه لایههای سایبری است. به همین دلیل تمرکز برنامههای حفاظتی بر تقویت امنیت شبکهها، جلوگیری از نفوذ سایبری، ارتقای سامانههای دفاع دیجیتال و حفاظت از دادهها در برابر حملات هکری قرار داشت. در چنین چارچوبی، مراکز داده و شبکههای پردازشی عمدتاً به عنوان داراییهایی تلقی میشدند که بیشترین آسیبپذیری آنها در حوزه نرمافزاری و سایبری قرار دارد. اما تحولات اخیر نشان داده است که این فرض دیگر کافی نیست. در شرایطی که زیرساختهای فناوری در نزدیکی خطوط تنش ژئوپلیتیکی قرار گرفتهاند، تهدیدات فیزیکی مانند حملات موشکی و پهپادی نیز به متغیرهای امنیتی تعیینکننده تبدیل شدهاند.
تحولات اخیر همچنین نشان میدهد که در عصر رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی، زیرساختهای دیجیتال دیگر صرفاً داراییهای اقتصادی یا فناوری محسوب نمیشوند. مراکز داده، هابهای ارتباطی و مسیرهای انتقال داده اکنون به داراییهای راهبردی تبدیل شدهاند که نقش آنها در قدرت ملی و رقابت ژئوپلیتیکی به طور فزایندهای افزایش یافته است. کشورهایی که میزبان این زیرساختها هستند نه تنها در اقتصاد دیجیتال جهانی جایگاه مهمتری پیدا میکنند، بلکه در معادلات قدرت و نفوذ فناورانه نیز وزن بیشتری به دست میآورند. به همین دلیل، امنیت این زیرساختها به طور مستقیم با معادلات ژئوپلیتیکی، رقابت قدرتهای بزرگ و حتی محاسبات نظامی منطقهای گره خورده است.
در چنین شرایطی، آینده پروژههای عظیم فناوری در خلیج فارس به یک پرسش اساسی وابسته شده است. آیا این منطقه میتواند همزمان به یکی از قطبهای اصلی زیرساخت جهانی هوش مصنوعی تبدیل شود و در عین حال سطحی از ثبات و امنیت را حفظ کند که برای سرمایهگذاریهای بلندمدت فناوری ضروری است؟ پاسخ به این پرسش تا حد زیادی به توان دولتهای منطقه در ایجاد توازن میان توسعه سریع زیرساختهای دیجیتال و مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیکی بستگی خواهد داشت.


نظر شما