خبرگزاری مهر،گروه استانها- کوروش دیباج: اصفهان در دوره صفویه تنها یک پایتخت سیاسی نبود؛ شهری بود که آیینهای مذهبی و اجتماعی در آن چنان با زندگی روزمره مردم درهم تنیده شده بود که توجه بسیاری از جهانگردان و سیاحان اروپایی را به خود جلب کرد. در میان این آیینها، عید فطر جایگاهی ویژه داشت؛ روزی که پایان یک ماه عبادت و روزهداری مسلمانان را اعلام میکرد و به گفته بسیاری از سیاحان، جلوهای از زندگی اجتماعی، باورهای دینی و فرهنگ شهری ایرانیان را به نمایش میگذاشت.
سفرنامههای جهانگردانی چون ژان شاردن، ژان باتیست تاورنیه و پیترو دلاواله از مهمترین منابعی هستند که تصویری زنده از آیینهای مذهبی و اجتماعی ایرانیان در قرنهای شانزدهم و هفدهم میلادی ارائه میدهند. این سیاحان که در دوره شکوفایی اصفهان صفوی به ایران سفر کردند، در نوشتههای خود نه تنها به معماری باشکوه شهر و ساختار سیاسی دربار صفوی پرداختند، بلکه جزئیاتی دقیق از زندگی روزمره مردم، آداب و رسوم مذهبی و مناسبتهایی چون عید فطر را نیز ثبت کردند.
آنچه در این روایتها بیش از هر چیز جلب توجه میکند، پیوند عمیق دین با زندگی اجتماعی مردم اصفهان است؛ پیوندی که در پایان ماه رمضان و آغاز عید فطر به اوج خود میرسید و شهر را در فضایی از شادی، عبادت و همبستگی اجتماعی فرو میبرد.
روایت شاردن از پایان رمضان در اصفهان صفوی
ژان شاردن، جهانگرد و جواهرفروش فرانسوی که در نیمه دوم قرن هفدهم میلادی به ایران سفر کرد، از دقیقترین ناظران جامعه ایرانی در عصر صفویه به شمار میرود. سفرنامه ده جلدی او که حاصل سالها حضور و مشاهده در ایران است، یکی از معتبرترین منابع اروپایی درباره تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران محسوب میشود.
در همین ارتباط اصغر منتظرالقائم، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به اهمیت روایتهای شاردن درباره مناسبتهای مذهبی در اصفهان میگوید: شاردن از معدود سیاحانی است که تلاش کرده فراتر از توصیفهای سطحی، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی ایران را درک کند. به گفته او، شاردن مدت طولانی در ایران زندگی کرد و همین امر باعث شد بتواند با دقت بیشتری رفتارها و آیینهای مردم را مشاهده و ثبت کند.

او توضیح میدهد: در سفرنامه شاردن توصیف پایان ماه رمضان و فرا رسیدن عید فطر با جزئیاتی جالب همراه است. او نقل میکند که شاردن در یادداشتهای خود نوشته است زمانی که هلال ماه شوال دیده میشد، مردم از پایان روزهداری شادمان میشدند و این شادی در سطح شهر کاملاً محسوس بود.
به گفته این استاد دانشگاه، همین توصیف کوتاه نشان میدهد که اعلام رؤیت ماه در جامعه آن روز ایران تا چه اندازه اهمیت اجتماعی داشته است.
منتظرالقائم ادامه میدهد: در شهرهایی مانند اصفهان، رؤیت هلال ماه تنها یک موضوع مذهبی نبود، بلکه رویدادی عمومی به شمار میرفت که زندگی شهر را تحت تأثیر قرار میداد.
به گفته نصیری، در منابع تاریخی آمده است که مردم در پشتبامها یا در نقاط مرتفع شهر به دنبال رؤیت ماه میرفتند و پس از اعلام رسمی، فضای شهر به سرعت تغییر میکرد و حال و هوای عید در میان مردم شکل میگرفت.
این پژوهشگر تاریخ همچنین به بخش دیگری از نوشتههای شاردن اشاره میکند که در آن از جایگاه ماه رمضان در دربار صفوی سخن گفته شده است.
به گفته او، شاردن روایت میکند که حتی شاهان صفوی نیز برنامههای سفر و امور درباری خود را با توجه به ماه رمضان تنظیم میکردند و گاه برای گذراندن این ماه در فضایی آرامتر، مسیر سفر خود را تغییر میدادند. این مسئله نشان میدهد که مناسبتهای مذهبی در ساختار حکمرانی نیز تأثیرگذار بوده است.
تاورنیه و تصویر یک جشن شهری
ژان باتیست تاورنیه، تاجر و جهانگرد فرانسوی دیگری است که چندین بار در قرن هفدهم به ایران سفر کرد و گزارشهایی دقیق از شهرهای بزرگ ایران، از جمله اصفهان، ارائه داد. نوشتههای او بیشتر بر جنبههای اقتصادی و شهری تمرکز دارد، اما در میان آنها اشارههایی قابل توجه به آیینهای مذهبی مردم نیز دیده میشود.
در همین زمینه محمود فروزبخش، پژوهشگر تاریخ اجتماعی ایران در گفتوگو با خبرنگار مهر توضیح میدهد: تاورنیه برخلاف برخی سیاحان که تنها به توصیف دربار و اشراف میپرداختند، به زندگی شهری و رفتار عمومی مردم نیز توجه داشت. به گفته او، همین نگاه باعث شده است که سفرنامه تاورنیه برای مطالعه تاریخ اجتماعی شهرهایی مانند اصفهان ارزش فراوانی داشته باشد.
او میگوید: در توصیفهای تاورنیه از مناسبتهای مذهبی، نکتهای که بیش از همه برجسته است، حضور گسترده مردم در مراسم عمومی است همچنین در روزهای عید فطر، شهر اصفهان به فضایی اجتماعی تبدیل میشد که در آن عبادت، دیدارهای خانوادگی و فعالیتهای اقتصادی در کنار هم جریان داشت.
به گفته این پژوهشگر، تاورنیه به رونق بازارها در روزهای پایانی ماه رمضان و همچنین در روز عید اشاره میکند. بازار بزرگ اصفهان که از مهمترین مراکز اقتصادی ایران صفوی بود، در این روزها پرجنبوجوشتر از همیشه میشد و مردم برای تهیه لباس، شیرینی و مایحتاج عید به آن مراجعه میکردند. این توصیفها نشان میدهد که عید فطر علاوه بر جنبه مذهبی، نقشی مهم در اقتصاد شهری نیز داشته است.
فروزبخش همچنین تأکید میکند: سفرنامههای اروپایی در کنار منابع داخلی، تصویری مکمل از جامعه ایران ارائه میدهند. به گفته او، زمانی که گزارشهای سیاحان با اسناد تاریخی و متون فارسی مقایسه میشود، میتوان به درک دقیقتری از زندگی شهری در اصفهان صفوی رسید.

پیترو دلاواله و مشاهده آیینهای مذهبی ایرانیان
پیترو دلاواله، سیاح ایتالیایی که در اوایل قرن هفدهم میلادی به ایران سفر کرد، از نخستین اروپاییانی بود که گزارشهایی مفصل از جامعه صفوی به اروپا ارسال کرد. نامهها و یادداشتهای او که بعدها به صورت سفرنامه منتشر شد، حاوی توصیفهایی دقیق از فرهنگ، مذهب و زندگی اجتماعی ایرانیان است.
در این زمینه حسین مسجدی، اصفهان پژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور در گفتوگو با خبرنگار مهر میگوید: دلاواله به عنوان یک ناظر خارجی با کنجکاوی فراوان به آیینهای مذهبی ایرانیان نگاه میکرد. به گفته او، این جهانگرد ایتالیایی تلاش داشت رفتارهای مذهبی مردم را در بستر اجتماعی آنها تحلیل کند.
او توضیح میدهد: در نوشتههای دلاواله، مراسم مذهبی در ایران اغلب با توصیف فضای عمومی شهر همراه است.
مسجدی اشاره میکند: در مناسبتهایی مانند عید فطر، شهر حال و هوای متفاوتی پیدا میکرد و حضور مردم در فضاهای عمومی به شکل چشمگیری افزایش مییافت.
به گفته این پژوهشگر، دلاواله همچنین به نظم و ساختار مراسم مذهبی در ایران توجه کرده است. او در نوشتههای خود توضیح میدهد: چگونه آیینهای مذهبی در چارچوبی منظم و با مشارکت گسترده مردم برگزار میشد و همین موضوع برای یک ناظر اروپایی بسیار قابل توجه بوده است.
مسجدی تأکید میکند: سفرنامههای دلاواله برای شناخت نگاه اروپاییان به فرهنگ ایرانی اهمیت فراوانی دارد. به گفته او، این نوشتهها نشان میدهد که بسیاری از سیاحان اروپایی از عمق باورهای مذهبی و نظم اجتماعی در ایران شگفتزده شده بودند.
چهره انسانی جامعه ایرانی در نگاه سیاحان
یکی از نکات جالب در سفرنامههای اروپایی درباره ایران صفوی، اشاره به ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی مردم است. بسیاری از سیاحان، از جمله شاردن، بارها از مهماننوازی و رفتار دوستانه ایرانیان با بیگانگان سخن گفتهاند.
در این باره مهدی تمیزی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ صفویه، معتقد است: چنین توصیفهایی نشان میدهد جامعه ایران در آن دوره از سطح بالایی از تعامل اجتماعی برخوردار بوده است. به گفته او، سیاحانی که از اروپا به ایران میآمدند، اغلب انتظار جامعهای بسته و سختگیر داشتند، اما در عمل با مردمی روبهرو میشدند که رفتار نسبتاً مداراگرانهای با بیگانگان داشتند.
تمیزی توضیح میدهد: شاردن در سفرنامه خود به این موضوع اشاره میکند که ایرانیان نسبت به خارجیان رفتاری گرم و دوستانه دارند و حتی در مسائل مذهبی نیز نوعی تساهل اجتماعی مشاهده میشود. چنین توصیفهایی برای شناخت فضای فرهنگی ایران صفوی بسیار مهم است.
تمیزی تأکید میکند: باید روایتهای سیاحان را با نگاه انتقادی مطالعه کرد. به گفته او، هر جهانگرد با پیشزمینه فرهنگی خاص خود به ایران نگاه میکرد و همین مسئله گاه باعث میشد برخی برداشتها با اغراق یا سوءتفاهم همراه باشد.
با این حال این پژوهشگر معتقد است: در مجموع، سفرنامههای اروپایی تصویری ارزشمند از زندگی اجتماعی در اصفهان صفوی ارائه میدهند و میتوان از آنها برای بازسازی فضای فرهنگی آن دوره بهره گرفت.
سفرنامهها؛ پنجرهای به تاریخ اجتماعی اصفهان
پژوهشگران تاریخ فرهنگی معتقدند که سفرنامههای سیاحان خارجی تنها گزارشهایی از مشاهدات فردی نیستند، بلکه اسنادی مهم برای مطالعه تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران به شمار میروند. این متون به ویژه درباره شهرهایی مانند اصفهان که در دوره صفویه مرکز سیاسی و فرهنگی کشور بودهاند، اطلاعاتی ارزشمند ارائه میدهند.
از طرفی بررسی روایتهای سیاحان درباره مناسبتهایی مانند عید فطر نشان میدهد که اصفهان صفوی نه تنها پایتختی سیاسی، بلکه شهری سرشار از آیینهای اجتماعی و فرهنگی بوده است؛ آیینهایی که بخشی از هویت تاریخی این شهر را شکل دادهاند و هنوز نیز ردپای آنها در سنتهای معاصر اصفهان دیده میشود.


نظر شما