توسعه ایرانی
-
جهانیشدن نباید به معنای «هضم شدن» در فرهنگ غالب باشد/تقابل یا تعامل
جهانیشدن که زمانی از طریق جادههای ابریشم و کشتیهای تجاری پیش میرفت، امروزه با سرعت نور و از طریق فیبرهای نوری، ذهن و ضمیر جوامع را درنوردیده است.
-
حکمرانی بدون تکیه بر «شایستهسالاری» به فرسودگی منتهی میشود
حکمرانی در عصر حاضر دیگر نه یک عرصه برای آزمون و خطاهای شخصی، بلکه دانشی تخصصی و چندوجهی است که بدون تکیه بر «شایستهسالاری» به انسداد و فرسودگی منتهی میشود.
-
چگونه اقتصاد از «سوداگری» فاصله می گیرد؟/ اعتماد زیربنای پیشرفت است
«اعتماد عمومی» به عنوان پول رایج در تعاملات اجتماعی و سیاسی، زیربنای هرگونه نظم پایدار و پیشرفت همهجانبه است.
-
بدون استقرار چه عقلانیتی جامعه به توسعه نمیرسد؟/معجزه حاکمیت قانون
توسعهیافتگی در جهان امروز، دیگر تنها به معنای افزایش نرخ رشد اقتصادی یا انباشت سرمایههای فیزیکی نیست.
-
در جامعه آموزشدیده،مشارکت مدنی افزایش مییابد؛مسئله کار دانشآموختگان
نسبت میان این سرمایه و توسعه اقتصادی و اجتماعی، رابطهای متقابل، پویا و همافزاست که در آن، انسان هم «هدف» توسعه و هم «ابزار» اصلی تحقق آن تلقی میشود.
-
بحران «توسعهنیافتگی شخصیتی» چیست؟/ فاصله میان آموزش رسمی و واقعیتها
اگر فرآیند آموزش نتواند تفکر نقادانه و خلاقیت را در کودکان بارور کند،جامعه در بزرگسالی با بحرانِ «توسعهنیافتگی شخصیتی» مواجه خواهد شد.
-
حاکم شدن ناامیدی جامعه را به «حالگرایی افراطی» میکشاند؛ توسعه و امید
توسعه در معنای کلاسیک خود غالباً با شاخصهای اقتصادی سنجیده میشود اما نگاهی جامعهشناختی به این پدیده، نشان میدهد که پیشرفت مادی بدون یک زیربنای اجتماعی به نام «امید» امکان پذیر نیست.
-
آسیبپذیری«عدالت بدون توسعه» زیر فشار خارجی/نقش امیرکبیر در تحدید قدرت
امیرکبیر تنها به دنبال وارد کردن ابزارهای تکنولوژیک نبود، بلکه به «خرد خودبنیاد» و ضرورت تحول فکری جامعه نیز باور داشت و سعی کرد از «تصلب سنت» و آشفتگیهای ناشی از ارادههای فردی بکاهد.
-
-
معمای توسعه در ایران از رؤیای ناتمام تا ضرورت بازآفرینی؛ نخستین انحراف
از انقلاب مشروطه که سودای قانون و عدالتخانه داشت تا نوسازیهای آمرانه عصر پهلوی و آرمانهای استقلالطلبانه انقلاب ۱۳۵۷، نخ تسبیح تمام این رویدادها، تمنای «توسعه» و پیشرفت بوده است.